. . .حرف های نامـ ـربوط

شب بخیر

خیره به سقف، وجدانی کدبخاطر مرور خاطره هات عذابت میده

 بخاطر تظاهرت به خوشبختی..لعنتی... اصلن مگه خوشبختی چیزی غیر از اینه؟؟

لعنت به تو، به من

91/12/25 *** الی...| |

برمی گردم با زخم هایم که تنها یادگار روزهای جوانی ِ منند../  !

به غبارِ نشسته روی در دیوار خانه ای که بی شباهت به گور نیست...

اشتباه می کردم

طلسم من از نوع شکستنی اش نبود

سایه ی همیشه همراهم بود

که هر تویی زیر سایه ام پوسید...فرسود...مُرد(م)

به موهام...به دستهام نگاه کن...بو کن مرا...می ترسی نه؟

دختر غروب های شاد جایش را به زنی داد که شب ها برای بچه های

به دنیا نیامده اش لالایی می خواند...

واین آغاز مرگی بود که خنجرش را تو در دست گرفته بودی

خنجری که به دریا پرتاب شد

و دستی که ...

و مرگی که در 24 سالگی رقم خورد...

91/04/01 *** الی...| |

دنیا آنقدر ها هم جای بدی نیست

یک روزی بوده من ترا اولین بار دیده ام

یک روزی بوده به من پیشنهاد داده ای!!!

به خدا خز نیست...

و یک روزهایی حتی بوده که بفلت کرده ام و انگشتم را روی خط ریشت کشیده ام

هر چند الان باورشان سخت است

ولی دنیا یک چنین روزهایی داشته

باور کن خز نیست...

90/06/10 *** الی...| |

من مه ام

جاري مي شوم لابلاي صبح

صبح هاي خيلي زود

صبح هاي خيلي دور

آه ...

مي نشينم روي صورتِ تو

يادت كه نيست؟ -همان صبحي را مي گويم كه خورشيد از پيشانيت طلوع مي كرد...-

من مست بودم

روي صورتم هاااا كن تا با من يكي شوي...شايد از هيجان مُردم، خدا را چه ديدي؟

ولي تو روي صورتم هااا كن...يك خط شعر بنويس

بگذار چيزي هم براي من بماند

لعنتي ...

90/02/28 *** الی...| |

مي داني

هزار نفر ديگر هم از زندگي ِ من بروند

هنوز داغدار ِ رفتن ِ توام

من مرد ِ فراموش كردنت نيستم

حتي با گذشت ِ يك ابديت...

90/02/18 *** الی...| |

به هيچ چيز فكر نكن

نه به كاغذ پاره هاي سياه ِ لعنتي...

نه به تلفن هاي نزده ...

گاهي

فقط گاهي

به من فكر كن

كه هنوز هم- مسخره نيست؟ - هنوز هم گاهي آرام اشك مي ريزم...

90/02/16 *** الی...| |

از خون دل نوشتم نزديك دوست نامه

اني رايتْ دهراً من هجرك قيامه...


 

89/12/26 *** الی...| |

نمي رود...

به سر ِ كوچه نرسيده هواي برگشتن مي كند

تا انتهاي خيابان مي رود و پاي رفتنش نيست اين نارفيق رفيق ِ ما...

درخت مي شود مي نشيند وسط حياط...

باد مي شود در كوچه وزيدن مي گيرد

مي خواهد رفتنش را باور كنم كه مچ ِ نگاهش را آن وقت هايي كه از گوشه اي نگاهم مي كند مي گيرم

بعد دود مي شود...مه مي شود...مي رود ...

بي معرفت توي آينه هم مي نشيند...حتي توي گلدان روي ميز...


و من فكر مي كنم چه وقت هايي يادِ من مي افتد؟صبح هاي خيلي زود يا شب هاي خيلي دير

لابد گاهي هم بويم از يك گوشه كناري مي آيد

و آن موقع هاست كه طمع دلنشيني از يك خيالِ آزاردهنده را مزمزه مي كند

بعد هم گم مي شوم لابلاي كارهاي هر روزش ...لابلاي تلفن هاش...

بويم هم گم مي شود لاي بوي كاغذ نو


بي معرفت حتي توي آينه هم مي نشيند

و من فكر مي كنم عجيب سبز بود و گاهي به زرد مي زد...دم ِ غروب هم ارغواني مي شد

و من فكر مي كنم چشم هاش لعاب داشت...

و فكر مي كنم كس ِ ديگري مي داند دوست داشتنش چه لذتي دارد...؟


89/12/10 *** الی...| |

تمام مي شوم

ته مي كشم

هرز مي روم

بي تو آنقدر مهم نبود...مهم نيست...به چشم نمي آيد هيچ كجاي اين زندگي

كه مي توانم به راحتي يك فاحشه شوم

كه در  ِ هر جايي را براي يافتن شبهي از آغوشت بزنم

كه دست از پا درازتر  ِ اين مردمي كه بويت را نمي دهند بازگردم.../

كه خاطراتت را قاب بگيرم ... كه آويزانشان كنم جلوي چشمم...

كه به خاطر نياورم قبل از تو زندگيم چه شكلي بوده...! -زندگي لعنتي من-

كه روز و شب كنم با شبهي از تو - از توي لعنتي- بر همان تپه ي مه آلود كه سرازير مي شوي...

- همان تپه ي مه آلود لعنتي كه هيچ گاه سرازيرش نمي شوي تا گاه ِ سرازير شدنم در گور

"

كه بي تو نه بوي خاك

نه شمارش ستارگان...

چرا صدايم كردي...چرا؟

"

و


"

گور تنها خانه اي است

كه از نبود تو در آن

دلم نمي گيرد

"



89/11/25 *** الی...| |

رويا هامان را بافتي به گيسوي من

روياهايي از جنس سه شنبه ها غروب، با طعم شيركاكائوي داغ

بافتي و رفتي

كاش مي دانستم كجاي اين شهر جا گذاشتي مرا

روي پيشخوان كدام مغازه؟ روي ميز كدام كافه؟ ته كدام فنجان ؟

كه هنوز بي تابي هام شبيه كودكيست كه مي بايست در ازدحام

خياباني شلوغ دستي را رها نمي كرده و كرده...

كه گرچه رفته اي ولي كابوس هام هنوز طرحي از رفتن ِ تواند...

فرصت نشد در گوشت بگويم:

- مي خواهم براي تو همه ي مردانگي هام را كنار بگذارم!صبح ها لاك هفت رنگ بزنم انگشتهام را!

لب هام را رنگ خون كنم...موهام را پريشان كنم و عطري با بوي مستي تو بزنم و آرام بگويم:

"صبحانتان حاضر است آقا" ../

ههـ...




89/11/13 *** الی...| |


Design By : REMEDIUS